بدرخش ای الماس خوش تراش. این آهنگ در
دو پارت 1 و 2 ضبط شد که مرکز ثقل این آلبوم است.
این قطعه که بدوا با الهام از تم گیتار مالیخولیایی گیلمور به وجود آمد یکی از
بهترین کیبورد نوازی های رایت را نیز به نمایش گذاشت که دیک پری با ساکسیفونش کیفیت
آهنگ را دو چندان میکند.شعر نیز به فضای اندوهبار موسیقی دامن می زند و بی شک
درباره سید برت عضو سابق گروه است.
در جریان میکس نهایی آهنگ شخصی تنومند و تقریبا تاس به دیدن گروه در استودیو
آمد.ابتدا کسی او را نشناخت.فکر کردند که او یکی از مهندسین EMI است. تا اینکه بالاخره متوجه ماجرا شدند بله او
سید برت بود. همچنان که گروه مرتبا نوار را به عقب بر میگرداندند و میکوشیدند بهترین
میکس را ارائه دهند سید برت معصومانه گفت:((چرا خودتون رو اینقدر اذیت می کنید ؟
همین خوبه!))
ضبط ترانه با مشکلات متعددی همراه بود به ترتیبی که 3 بار این آهنگ ضبط شد بترتیبی که
اول گروه به این نتیجه رسید که نسخه اولی اصلا خوب نیست بنا براین ضبط دوم را شروع
کردند. زمانی که کار را به نیمه رسانیدند ناگهان دریافتند که متاسفانه یک نفر
ندانسته اکو را برای دو تا از آهنگ ها روشن کرده و آنها را غیر قابل استفاده کرده
تا اینکه این کار باعث شد برای سومین بار ضبط آغاز شود.
آهنگ با پس زمينه کی برد و تک نوازی يه کی برد ديگه شروع ميشه. توی Pulse،
پس زمينه رو کارين اجرا می کنه و تک نوازی رو رايت. از اين جا به بعده که يک تک
نوازی خيره کننده، استثنايی، بی نظير و فوق العاده دلنشين از گيلمور (با پس زمينه
کی برد) داريم که هر چی درباره اش بگم کم گفتم. اين تک نوازی به حدی دلنشينه که
روح آدم رو تسخير می کنه و انسان رو به يه دنيای ديگه می بره و بدون شک يکی از به
يادماندنی ترين کارهای گيلموره. بعد از اين که اين تک نوازی کم کم به تم اصلی آهنگ
نزديک ميشه، درامز هم به آهنگ اضافه ميشه و سولو کم کم حالت افسرده و دلگيرکننده
ای پيدا می کنه. اين حالت اندوهناکی آهنگ با کی برد تشديد ميشه. بعد از سولوی ۴
دقيقه ای نسخه Pulse (که در نسخه اصلی آهنگ بيشتر از اينه)، سولوی کی برد
بسيار زيبايی از رايت هستش. اين سولو توی بقيه نسخه ها بسيار ضعيفه، اما توی نسخه
Pulse دست کمی از کار گيلمور نداره و حتی حدس می زنم که نوشتن
سولوی جديد کی برد برای اين قسمت کار خود گيلمور باشه. بعد از سولوی کی برد، توی
نسخه اصلی آلبوم باز هم تک نوازی گيتار رو داريم که توی Pulse حذف
شده. بعد از اين ها گيلمور شروع به خوندن می کنه (توی نسخه اصلی، واترز و گيلمور
به تناوب و با هم ترانه رو می خونن، توی کنسرت های پينک بعد از واترز، گيلمور
خواننده اصلی آهنگه و توی In The Flesh واترز به تنهايی آهنگ رو می خونه
این ترانه کار 3 عضو گروه یعنی واترز گیلمور و رایت بود که پای ثابت همه
کنسرت ها است و یکی از بهترین اجرا های آنها بر میگردد به سال 1994 و 21 اکتبر آن
سال که کنسرت پالس اجرا شد.
___________________________________________________________________


___________________________________________________________________
کليپ آهنگ:
هنگام طلوع خورشيده که پسر بچه ای به سمت جنگلی انبوه ميره. وقتی به جنگل
رسيد، محو تماشای درخت ها ميشه و حتی يک خرس عروسکی که روی زمينه رو هم با پا می
اندازه اون ور. وقتی بزرگتر شد، به دری می رسه که پشتش هيچی نيست، ولی دو تا سگ
نگهبانش هستن. خوراکی هايی رو که داره به سگ ميده تا بتونه از در رد شه. از در که
رد شد، می بينيم به يه سرزمين رويايی رسيده. يک نفر ديگه هم در کنارش هست که به
شدت خوشحالی می کنه. درهای اين قصر رو باز می کنه و يه نفر رو می بينه که بهش خوشآمد
ميگه و يه کلاه ايمنی بهش ميده. کلاه رو روی سرش ميذاره. راهنماييش می کنن و به
جلوتر میره. دختری جلوتر دور خودش می چرخه، و سقف گنبدی شکل قصر هم از نگاه دختر
داره می چرخه. تصوير به حالت کالئيدوسکوپی درمياد، و دختران و پسرانی رو می بينيم که در حالی که به پسر نگاه می کنن،
دارن مواد مصرف می کنن. جلوتر، دو جوان دارن حباب می سازن و به پسر هم اشاره می
کنن که بياد و بهشون بپيونده که پسر قبول نمی کنه. اما اين جا همه دارن حباب درست
می کنن. پسر جلوتر به يک استخر می رسه و
ناگهان برمی گرده و اون طرف استخر، دختران و پسرانی رو می بينه که نقابشون رو از
روی صورتشون بر می دارن. يکی از اون پسرها به ساعتش نگاه می کنه و سرش رو تکون
ميده. نقاب هايی که دست اون هاست دوچهره است. پسرها و دخترها به پسر اشاره می کنن
که از استخر رد شه و به اون ها ملحق بشه. پسر خودش رو به درون آب می اندازه، و
کلاهش از سرش می افته و پايين و پايين تر ميره... پايين تر کلاه های زياد ديگه ای
رو می بينيم که دارن پايين ميرن.
پسری داره توی دريا شنا می کنه، و
نگاهش به آسمون می افته، جايی که بادکنک ها دارن به سمت بالا ميرن. پسر به يه
اسکله می رسه، روی اسکله افراد زيادی منتظرش هستن و بهش خوش آمد و تبريک ميگن. پسر
به سمت ديگه اسکله ميره که تبديل به تخته دايو يک استخر ميشه. به استخر نگاه می
کنه که سطحش رو مواد سفيدرنگی کاملا پوشوندن. توی آب شيرجه ميره و اون جا يک نفر
ديگه از زير آب بيرون مياد. با هم دعوا می کنن و پسر به زير آب ميره. ضمن سقوط
آزادش، از ميله های مخصوص درست کردن حباب، يک شيشه که اين عبارت روشه: مرا
بنوشيد!، حلقه سفيد در قسمت سياه اون سمبل معروف چينی ها (يين يانگ) و سرسره ای
مارپيچی می گذره و کف يه استخر می خوره زمين. اين استخر آب نداره و در عوضش کفش پر
از آشغاله. پسر جاروی کنارش رو بر می داره و با نارضايتی کف استخر رو تميز می کنه.
در نهايت می بينيم که خورشيد داره غروب می کنه.
تفسیر این ویدیو کلیپ:
اين که کليپ با طلوع خورشيد شروع ميشه، نشانگر اينه که فردی استعدادهای هنری
خودش رو کشف کرده، و در ابتدای راه موفقيت و شهرت قرار داره. تا اين که وارد
دستگاه بسيار کثيف هنر ميشه، جايی که اون رو قصر خودش می دونه، اون جا به وسوسه
چند نفر خودش رو توی استخر می اندازه، و کلاهش رو ـ که با چراغی که داشت راه رو
بهش نشون می داد ـ از دست ميده. اما با پريدن توی استخر به اون سمتش نمی رسه،
بلکه به شهرت و افتخاری زودگذر می رسه، و هنگامی که همه طرفدارانش تنهاش گذاشتن،
دست به کاری خودسرانه می زنه و دوباره توی استخر شيرجه ميره. اما اين بار بدون
هماهنگی با اون افراد بوده، پس يه نفر مياد و خيلی راحت سر اون رو زير آب می کنه.
پسر هم بعد از مدتی، با وضع موجود کنار مياد و از هنرمندی به کارگری می رسه که اين
جا غروب هنر پسره.
__________________________________________________________________
مشاهده اجرای زنده دیوید گیلمور در سال 2007
__________________________________________________________________
و اما متن و ترجمه این آهنگ:
Remember when you were young, you shone like the sun
Shine on you crazy diamond
Now there's a look in your eyes, like black holes in the sky
Shine on you crazy diamond
You were caught on the crossfire of childhood and stardom
blown on the steel breeze
Come on you target for faraway laughter
come on you stranger, you legend, you martyr, and shine
You reached for the secret too soon, you cried for the moon
Shine on you crazy diamond
Threatened by shadows at night, and exposed in the light
Shine on you crazy diamond
Well you wore out your welcome with random precision
rode on the steel breeze
Come on you raver, you seer of visions
come on you painter, you piper, you prisoner, and shine
يادت هست وقتی که جوان بودی،
مثل خورشيد می درخشيدی؟
هم چنان بدرخش ای الماس بدتراش (*)!
حالا نگاهی در چشمانت است،
مثل سياهچاله های آسمان،
هم چنان بدرخش ای الماس بدتراش!
کودکی از يک سو، و ستاره شدن از سوی ديگر،
به تو آتش گشودند،
با وزش نسيم فولادين
بيا ای هدف خنده های بی پايان،
بيا ای غريبه، ای افسانه، ای شهيد و بدرخش!
بعد از تک نوازی گيلمور،
خيلی زود به اسرار دست يافتی،
و اهدافی دست نيافتنی برای خودت به وجود آوردی
هم چنان بدرخش ای الماس بدتراش!
از سايه ها در شب ترسيدی،
و در نور برهنه شدی،
هم چنان بدرخش ای الماس بدتراش!
(تو! الماس بدتراش!)
آمدن خوبت را با دقتی غيرعمدی تباه کردی
سوار بر نسيم فولادين
بيا ای ديوانه، ای الهام شونده، بيا ای نگارگر، ای نی زن، ای اسير و بدرخش!
Nobody knows where you are,
How near or how far.
Shine on you crazy diamond.
Pile on many more layers
And I'll be joining you there.
Shine on you crazy diamond.
And we'll bask in the shadow
Of yesterday's triumph,
And sail on the steel breeze.
Come on you boy child,
You winner and loser,
Come on you miner for truth and delusion, and shine
کسی نمی داند کجا هستی،
نزديکی يا دوری،
هم چنان بدرخش ای الماس بدتراش!
توده ای از لايه های بی شمار بساز،
تا
آن جا به تو ملحق شوم،
هم چنان بدرخش ای الماس بدتراش!
و زير سايه فتوحات پيشين، آفتاب خواهيم گرفت
بر بال نسيم فولادين
بيا ای پسربچه، ای برنده و بازنده، بيا ای کاوشگر در حقيقت و وهم، و بدرخش!
