تبليغاتX
صدای پینک فلوید





صحبت‌‌های راجر واترز در سوگ ریچارد (به نقل از سایت http://www.96kzel.com)


از شنیدن مرگ نابهنگام ریک بسیار انوهگین شدم. میدانستم که بیمار است اما پایان او نگهانی و تکان‌دهنده بود. به فکر خانواده او هستم مخصوصا فرزندانش، جمی و گالا و همین‌طور همسرش جولیت که از روزگار قدیم آنها را میشناسم و همیشه دوستشان داشته و تحسینشان کرده ام. لازم نیست تا درباره اهمیت و صدای موسیقایی ریک در پینک فلوید در دهه های 60 و 70 اغراق کنم. مایه‌های جذاب جز، مدولاسیون‌ها و صداهای آشنایی که در Us and Them و Great Gig in the Sky می‌شنویم به آنها خاصیتی فوق‌‌العاده انسانی می‌داد و عظمت این کارها در تمامی آثار گروهی چهار نفره ما در آن زمان، همیشه حضور داشت. گوش ریچارد برای توالی‌های هارمونیک پایه و اساس کار ما بود. بسیار خوشحالم که در Live8 فرصتی برایم فراهم شد تا با او، دیوید و نیک برای آخرین بار همراه شوم. ای کاش که باز هم این گونه می‌شد...


منبع خبر











مصاحبه جالب نیک میسون درباره مرگ ریچارد رایت

این متن ترجمه مصاحبه ENTERTAINMENT WEEKLY با نیک میسون است درباره مرگ ریچارد رایت

 

EW: اهمیت ریچارد در پینک فلوید چقدر بود؟

 

Nick: واقعیت این است که مثل هر گروه دیگری، نمی‌توان دقیقا مشخص کرد که هر کس چه کاری به عهده دارد. اما اگر ریچارد نبود، پینک فلوید هم نبود. بعد از همه دعواهای راجر و دیوید بر سر اینکه سهم هر کدام در گروه چقدر است، اکنون می‌توان احساس کرد که شاید ریچارد فراموش شده است. زیرا صدای پینک فلوید چیزی بیش از گیتار و بیس و دارامز است. ریچارد بود که همه اینها را به هم متصل می‌کرد.

 

EW: این حرف درست است، مخصوصا در سال‌های اولیه که گروه به دنبال ماجراجویی در موسیقی بود.

 

Nick: بله، ریچارد سبک به خصوصی داشت. او مثل من، یا حتی بیشتر از من، هیچ نگرانی از بابت تمپو و سرعت آهنگ نداشت تا جایی که حتی قطعات بدون ریتم می‌ساختیم و به نظرم این کار در 1967 نوآوری محسوب می‌شد.

 

EW: در حیطه شخصی خود چگونه بود؟

 

Nick: (با خنده) دقیقا مثل ریک بود! او از همان روز اول آرام ترین عضو گروه بود. به نظرم شناختن او از شناختن بقیه اعضا سخت تر باشد. اما بعد از 40 سال، فکر کنم او را به خوبی شناخته باشیم.

 

EW: خاطره‌ای خاص از ریچارد دارید که دوست داشته باشید بگویید؟

 

Nick: باید بگویم بسیاری از خاطرات ما به پول ربط پیدا می کند. مثلا از روز اولی که راجر را دیدیم من ماشینم را به او قرض نمی دادم و ریچارد هم به او سیگار نمی داد. در چهل سال بعد هم همین کار را ادامه دادیم!

 

EW: و راجر هم از همان موقع با شما دعوا می کرد؟

 

Nick: بله خب، معلوم است! البته فکر کنم بعدها بی خیال این قضیه شد!

 

EW: یادتان می‌آید اولین بار کی ریک را دیدید؟

 

Nick: سال 1962 بود، چون ما با هم معماری میخواندیم. شبیه معمارها بود اما هیچ علاقه ای به معماری نداشت. اگر درست یادم بیاید، بعد از چند ماه معماری را رها کرد و به کالج موسیقی رفت، جایی که از همان ابتدا باید می رفت.

 

EW: آن زمان‌ها ریچارد چطور آدمی بود؟

 

Nick: مثل همین الان. البته آدم‌هایی را که از نزدیک می‌شناسی هیچ وقت در نظرت تغییر نمی کنند. مثلا راجر از همان 1962 شخصیت دوستانه‌ای نداشت و الان هم اصلا تغییر نکرده فقط موهایش کمی جوگندمی شده است! ریچار از همان اول آرام بود و همیشه همین طور باقی ماند.

 

EW: به علاوه او آهنگ‌های زیادی برای پینک فلوید ساخت.

 

Nick: بله قطعه Us & Them تماما کار ریک است. وضعیت او تا حدودی شبیه جورج هریسون بود. آدم فراموش می کند که به اینها کمتر از آنچه لایقش بودند توجه میشد.

 

EW: به هر حال به شما تسلیت می‌گوییم و متاسفیم که در چنین زمانی مزاحم شما شدیم.

 

Nick: خواهش می‌کنم. من هم به جای حرف نزدن، ترجیح می‌دادم درباره او صحبت کنم.






+ نوشته شده توسط بهنام رضایی در شنبه 6 مهر1387 و ساعت 0:42 قبل از ظهر |






این متن ترجمه نامه ای است که دیوید گیلمور در سایت رسمی خود به مناسبت مرگ ریچارد منشر کرده است :



هیچ کس جای ریچارد رایت را نمی گیرد. او شریک موسیقایی و دوست من بود.

در کشاکش جدال ها بر سر اینکه پینک فلوید چیست و چه کسی است، قدرت او اغلب فراموش میشد.

او مهربان، بی ادعا و سر به زیر بود اما صدا و نوازنگی پراحساس و زنده اش، در بهترین کارهای پینک فلوید نقشی جادویی داشت.

هیچ گاه با کسی همچون او ننواخته ام. ترکیب صدای من و او و هم اندیشی موسیقایی ما اولین بار در 1971 و در Echoes ظاهر شد. به نظر من بهترین لحظه های پینک فلوید آنهایی بود که ریچارد بر سر ذوق بود. از اینها گذشته، بدون Us & Them و The Great Gig In The Sky که هر دو را او ساخته بود بر سر The Dark Side Of The Moon چه می آمد؟ بدون تاثیر او آلبوم Wish You Were Here درست از آب در نمی آمد.

در سال های میانی، به بسیاری دلایل او مسیر خود را گم کرد، اما در اوایل دهه نود و با آلبوم The Division Bell، سرزندگی، اشتیاق و ذوق به او بازگشت و سپس واکنش تماشاچیان به حضور او در تور 2006 من سبب خوشحالی بسیار بود. این نشان فروتنی او بود که از آن همه تشویق های بی امان شگفت زده می شد (هر چند برای ما آن تشویق ها جای تعجب نداشت)

مثل خود ریک، برای من هم بیان احساساتم در کلمات سخت می نماید، اما دوستش داشتم و بسیار دلتنگش خواهم شد.

دیوید گیلمور
15 سپتامبر 2008


+ نوشته شده توسط بهنام رضایی در سه شنبه 26 شهریور1387 و ساعت 3:20 بعد از ظهر |







روحش شاد و یادش گرامی
+ نوشته شده توسط بهنام رضایی در دوشنبه 25 شهریور1387 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar